محمد أمين الإمامي الخوئي
1351
مرآة الشرق ( موسوعة أعلام الشيعة الإمامية في القرني الثالث عشر والرابع عشر )
إلى أن يقول : آتشين مى ده كه تا كيخسروآسا در زنم * بر تن افرآسياب انده از هر سو شرار مى بده تا مست گردم در پوزش « 1 » نهم * رو به خاك درگه دستور شاه كامكار دادگر دستور روشن دل نظام السلطنة * كز روان روشنش خورشيد باشد شرمسار بر زبانام تازى گذشت وباك نيست * زيب بايد نامهام از نام صاحب اختيار آن مهين دانشورى كز دادفر « 2 » وز فَرّهى « 3 » * اوست شه را دوستدار وشاه أو را خواستار آنكه چون بهرام نيو « 4 » اندر گه چالش « 5 » كند * دشمنان را از دو سر چون گلهء گوران شكار شهريار راد چون نوشيروان است وبود * أو چو پوربختگان « 6 » در پاى تخت شهريار نوك مسكين خامهء أو در بچشم دشمنان * همچو تير رستم است در ديدهء اسفنديار
--> ( 1 ) . پوزش : به معنى عذر خواهى است . « منه » ( 2 ) . فر : به تخفيف فاء وتخفيف راء ، به معنى شأن وشوكت است . « منه » . ( 3 ) - فَرّهى : به فتح فاء وتشديد راء ، نيز به معنى شأن وشوكت است . « منه » . ( 4 ) . نيو : بر وزن ديو ، به معنى شجاع وپر دل است . « منه » . ( 5 ) . چالش : بر وزن زايش ، با كسر لام ، به معنى رفتار با عزت وناز است در مقابل حريف كار زار . ( 6 ) . پوربختگان : به ضم باء ، كناية از بوذرجمهر است . « منه » .